مگر "آلفرد موسه" شاعر و نويسنده برجسته فرانسوي
آلفرد دو موسه، شاعر و نمايش نامه نويس برجسته فرانسوي در يازدهم دسامبر 1810م در خانواده اي با فرهنگ در پاريس زاده شد. وي دوران كودكي را بسيار آرام و منظم گذراند و از آن زمان به سرودن شعر علاقه نشان داد. موسه شعر مي گفت، نقاشي مي كرد، به موسيقي دلبستگي خاصي داشت و مصمم بود كه در رشته حقوق يا پزشكي تحصيلات خود را به پايان رساند. در نهايتْ شعر را برگزيد و عمر خود را به آن مصروف داشت. آلفرد منظومه هاي كوچكي ساخت كه باب سليقه مردم عصر بود؛ اشعار نخستين او رنگ خاصي نداشت. نه ملال در آن ديده مي شد، نه عصيان و نه انديشه اي اخلاقي و نه فلسفه خاص. تنها پرتوهايي بود كه از قريحه شاعري پيش رس تراوش مي كرد كه با وجود سن كم او، داراي تركيبي استادانه و بياني روان و قالبي زيبا و لطيف بود و نشانه اي از مبتدي بودن شاعر در آنها به چشم نمي خورد. موسه جواني اجتماعي و خوش محضر بود و به زودي توانست به وسيله استقلال فكري و روحي و ژرف بيني در تحليل رواني و دارا بودن هوش سرشار، مورد توجه ادباي وقت قرار گيرد. وي در 19 سالگي اولين ديوان شعر خود به نام قصه هاي اسپانيايي و ايتاليايي را انتشار داد كه به سبب رهايي از قواعد بيان و به كار بردن لحن مسخره آميز و گستاخانه مورد سرزنش قرار گرفت. در هر حال، موسه پس از انتشار اين ديوان مقامي خاص در جامعه ادبي فرانسه يافت. موسه در عالم تئاتر نيز با اولين نمايش نامه هايش غوغاها برانگيخت. وي در نمايش نامه هاي اوليه خود كه در 22 سالگي بر صحنه برد، برجسته ترين انديشه هاي ادبي و اطلاعاتي درباره الهام شاعرانه كه پيش از او كسي درباره آن چيزي ننوشته بود، عرضه كرد. در اين زمانْ موسه نظر بدبينانه اي درباره نهضت ادبي عصر خود بيان داشت و گفت: امروزه ديگر هنر وجود ندارد. وي در ادامه، نمايش نامه هاي متعددي نگاشت و هم زمان به سرودن شعر نيز پرداخت. فصاحت تغزُّلي، رواني بيان و مسائل عاطفي و احساس هاي درون موجب شد كه شعرهاي موسه دردل عامه مردم جاي گيرد و او راشاعر بزرگ غنايي معرفي كند. موسه در سي سالگي به پيري زودرس رسيد. از بلندپروازي ها در او نشانه اي باقي نماند، سرچشمه تخيلاتش خشك و حساسيتش ضعيف گشت و تا پايان عمر، جز چند منظومه،چند قصه و چندكمدي كه گاه در آنها خيال انگيزي، شور، ظرافت و خوش طبعيِ پيشين ديده مي شد، اثر مهمي نيافريد. در واقعْ دوره خلاقه هنري موسه، ده سال بيشتر طول نكشيد و آثار نمايشي وي پيروزي واقعي و گسترده را در حدود نيم قرن پس از مرگش به دست آورد. نبوغ حقيقي موسه با هيجان هاي زندگي خصوصيش رابطه بسيار نزديك داشت و هنگامي كه سرچشمه هاي الهام بخش زندگي او خشك يا ضعيف گشت، خلق آثار هنري او نيز رو به كاهش نهاد. نمايش نامه هاي اخلاقي و معنوي موسه و استقلال انديشه او موجب شد كه از پايدارترين نويسندگان نيمه اول قرن نوزدهم به شمار آيد. موسه از عصر خود پيش بود و آزادي فكر و قدرت تخيل و تيزبيني و ژرف نگري در آثار او درست همان چيزي بود كه مردم عصر جديد انتظارش را داشتند. در ميان آثار نمايشي آلفرد موسه، كمديِ با عشق شوخي نمي كنند، لوران ساتچو و شمعدان قابل توجه اند و قطعه شب ها، اميد به خداوند و يادگار از آثار مهم منظوم وي مي باشند. آلفرد دو موسه سرانجام در دوم مه 1857م در 47 سالگي درگذشت.
نظرها (0)