📖 فال حافظ

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی… نیّت کن و روی دکمهٔ زیر کلیک کن.

غزل شمارهٔ ۱۵۱
دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد به می بفروش دلق ما کزین بهتر نمی ارزد
به کوی می فروشانش به جامی بر نمیگیرد زهی سجّاده تقوی که یک ساغر نمی ارزد
رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رخ برتاب چه افتاد این سر ما را که خاک در نمی ارزد
شکوه تاج سلطانی که بیم جان در و درجست کلاهی دل کش است اما به ترک جان نمی ارزد
بس آسان می نمود اول غم دریا به بوی سود غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی ارزد
تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی که شادی جهانگیری، غم لشکر نمی ارزد
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر که یک جو منت دو نان به صد من زر نمی ارزد
✨ تعبیر فال

ای صاحب فال، درخشش و جلوه زیبای تو باعث شده که یار در سایه‌ات قرار گیرد ولی او از این وضع راضی است و توجهی انک از سوی تو به او، برایش بیش از حد ارزشمند است. چشم بر آستان مراد تو دارد و منتظر است تا به او اعتنایی کنی و راز دل خویش را برایش بازگو کنی. روزهای بی‌کسی‌اش را با یاد تو پر کرده است و تنها اوست که قدر تو را می‌داند و به ارزشهای تو پی برده است. تو نیز او را عزیز بدار و با توجه به وی، قلبت را سرشار از مهر او کن.