📖 فال حافظ

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی… نیّت کن و روی دکمهٔ زیر کلیک کن.

غزل شمارهٔ ۱۲۱
هر آن کو خاطِری مجموع و یاری نازنین دارد سعادت همدم او گشت و دولت هم قرین دارد
حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد
دهان تنگ شیرینش مگر مُهر سلیمان ست که نقش خاتم لعلش جهان زیر نگین دارد
لب لعل و خط مشکین، چو آنش نیست، جانش نیست بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد
به خواری منگر ای مُنعِم ضعیفان و نحیفان را که صدر مجلس عزّت فقیر ره نشین دارد
چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان که دوران ناتوانیها بسی زیر زمین دارد
بلاگردان جان و تن دعای مستمندان است که بیند خیر از آن خرمن که ننگ از خوشه چین دارد
صبا از عشق من رَمزی بگو با آن شهِ خوبان که صد جمشید و کیخسرو غلام کمترین دارد
وگر گوید نمیخواهم چو حافظ عاشقی مفلس بگوییدش که سلطانی گدایی همنشین دارد
✨ تعبیر فال

ای صاحب فال، آنچه که باعث آزرده‌لی و پریشان خاطری‌ات شده است چنان تو را اسیر غم و اندوه ساخته که حتی یارای بیان آن را نداری. تو رنج از چیزی می‌کشی که ارزش واقعی ندارد و باعث می‌شود که دچار زحمت فراوان شوی، اگر احساس می‌کنی شرایط تو به واسطه وجود کسی یا چیزی، روز به روز بدتر می‌شود، او را رها کن و سلامت و عافیت خود را مقدم بر آن بشمار. طریق چرخ گردون، بی‌وفایی است اما اگر ستمی به تو شده، آن را در دل خود مدفون ساز و راز خود را با کسی مگوی.