📖 فال حافظ

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی… نیّت کن و روی دکمهٔ زیر کلیک کن.

غزل شمارهٔ ۵۹
دارم امید عاطفتی از جانب دوست کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
دانم که بگذرد ز سر جُرم من که او گر چه پَری وش است ولیکن فرشته خوست
چندان گریستیم که هر کس که برگذشت در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست
هیچ است آن دهان و نبینیم از و نشان مویست آن میان و ندانم که آن چه موست
دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت از دیده‌ام که دم به دمش کار شست و شوست
بی گفت و گوی زلف تو دل را همی‌ کشد با زلف دلکش تو که را روی گفت و گوست
عمریست تا ز زلف تو بویی شنیده‌ام زآن بوی در مشام دل من هنوز بوست
حافظ بد است حال پریشان تو ولی بر بوی زلف دوست پریشانیت نکوست
✨ تعبیر فال

ای صاحب فال، میل و اشتیاق بیش از حد کسی نسبت به تو، باعث شده که بدون تو، دیگر میلی به جهان و هستی نداشته باشد. او دنیا و زندگی را به شرطی می‌خواهد که تو در کنارش باشی اما شما در دو تن باید که این راز را به هیچکس بروز ندهید. مهر و علاقه‌ی شما باید که مکنون و پنهان بماند زیرا که ممکن است راز شما از پرده برون افتد و بر سر زبانها بیوفتد و این اصلا صلاح نیست. تو نیز مخصوصا سعی کن به هیچکس از این مسأله چیزی نگویی زیرا که ممکن است گرچه بسیار به تو نزدیک باشد، اما باعث رسوایی و بدنامی‌ات شود.