ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
٭
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
٭
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
٭
وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
٭
لطف آن چه تو اندیشی، حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم مستی نیست
٭
کُفر است درین مذهب خودبینی و خودرایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
٭
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
دیشب گله زلفش با باد همی گفتم
٭
گفتا، غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سِلسله میرقصند
٭
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
٭
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
دایم گل این بستان شاداب نمیماند
٭
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
زین دایره مینا خونین جگرم، می ده
٭
تا حل کنم این مُشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد، بویِ خوش وصل آمد
٭
شادیت مبارک باد، ای عاشق شیدایی