ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
٭
طامات تا به چند و خرافات تا به کِی
بگذر ز کبر و ناز که دیده ست روزگار
٭
چین قبای قیصر و طرف کلاه کی
هشیار شو که مرغ چمن مست گشت هان
٭
بیدار شو که خواب عدم در پی است هی
خوش نازکانه میچمی ای شاخ نوبهار
٭
کاشفتگی مبادت از آشوب بادِ دِی
بر مهرِ چَرخ و شیوه او اعتماد نیست
٭
ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکر وی
فردا شراب کوثر و حور از برای ماست
٭
و امروز نیز ساقی مهروی و جام می
باد صبا ز عهد صبی یاد می دهد
٭
جان دارویی که غم ببرد درده اِی صُبّی
حِشمت مَبین و سلطنت گل که گسترد
٭
فرّاش باد هر ورقش را به زیر پی
درده به یاد حاتم طی جام یک منی
٭
تا نامه سیاه بخیلان کنیم طی
زان می که داد حسن و لطافت به ارغوان
٭
بیرون فکند لطف مزاج از رخش به خوی
مسند به باغ بر که به خدمت چو بندگان
٭
استاده است سرو و کمر بسته است نی
حافظ حدیث سحرفریب خوشت رسید
٭
تا حدّ مصر و چین و به اطراف روم و ری