📖 فال حافظ

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی… نیّت کن و روی دکمهٔ زیر کلیک کن.

غزل شمارهٔ ۳۱
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشبست یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکبست
تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد هر دلی در حلقه‌ای در ذکر یا رب یاربست
کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف صدهزارش گردن جان زیر طوق غبغب است
شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است
تاب خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است
من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است
اندر آن موکب که بر پشت صبا بندند زین با سلیمان چون برانم من که مورم مرکبست
آب حیوانش ز منقار بلاغت می چکد زاغ کلک من بنام ایزد چه عالی مشرب است
آنکه ناوک بر دل من زیر چشمی می زند قوت جان حافظش در خنده زیر لب است
✨ تعبیر فال

ای صاحب فال، این همه رنج و سختی که بر خود هموار می‌سازی برای چیست؟ تقدیر تو از اختیارات بیرون است. بیش از حد نگرانی و آنقدر به خودت زحمت می‌دهی که قابل توصیف نیست. زندگی ارزش این همه رنج کشیدن را ندارد، به آنچه که داری قناعت کن و بدان که در هر کاری، خیری است که تو از آن ناآگاهی. رازق، خداوند است و خود او بهتر از هر کسی می‌داند که به هر بنده‌اش چه میزان از نعمتهایش را عطا کند پس برای کسب مال دنیا، خود را به آب و آتش نزن و بگذار خداوند خود درهای رحمت را به رویت بگشاید.