منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
٭
چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
٭
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
به یک دو قطره که ایثار کردی ای دیده
٭
بسا که بر رخ دولت کنی کرشمه و ناز
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
٭
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
غرض کرشمه حسن است ورنه حاجت نیست
٭
جمال دولت محمود به ز زلف ایاز
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
٭
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
درین مقام مجازی بجز پیاله مگیر
٭
درین سراچه بازیچه غیر عشق مباز
من از نسیم سخن چین چه طرف بر بندم
٭
چو سرو راست درین باغ نیست محرم راز
اگر چه حسن تو از عشق غیر مستغنی ست
٭
من آن نیم که ازین عشقبازی آیم باز
چه گویمت که ز سوز درون چه می بینم
٭
ز اشک پرس حکایت که من نیم غمّاز
غزل سرایی ناهید صرفهای نبرد
٭
در آن مقام که حافظ بر آورد آواز