📖 فال حافظ

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی… نیّت کن و روی دکمهٔ زیر کلیک کن.

غزل شمارهٔ ۲۲
چو بشنوی سخن اهل دل، مگو که خطاست سخن شناس نیی جان من خطا اینجاست
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی آید تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلم از پرده برون شد کجایی‌ ای مطرب بنال هان که ازین پرده کار ما به نواست
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
نخفته ام ز خیالی که می پزد دل من خمار صد شبه دارم شراب خانه کجاست
چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم گرم به باده بشویید حق به دست شماست
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند که آتشی که نمیرد همیشه در، دل ماست
چه ساز بود که در پرده می زد آن مطرب که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
ندای عشق تو دوشم در اندرون دادند فضای سینه‌ی حافظ هنوز پر ز صداست
✨ تعبیر فال

ای صاحب فال، قسمت و بهره هر کس در این دنیا مقرر و مقدر شده است. نه کسی می‌تواند از این قسمت بگریزد و نه کسی می‌تواند آنرا تغییر دهد. در طالع و بخت کسی نیز، نام تو حک شده است. او تو را بسیار دوست می‌دارد و دل و دین خود را برای تو گذاشته است. او گرچه بسیار مغرور است اما در مقابل تو، منت‌پذیر است. او چون مجنون، آواره دشت عشق توست و اگرچه دستش تهی است اما سینه‌اش، گنجینه‌ی محبتی بی‌شائبه و بی‌ریاست. حاضر است جان خود را از دست اما به سلامتی تو آسیبی نرسد. تو نیز قدر او و محبتش را بدان و به عشقش، احترام بزار.