📖 فال حافظ

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی… نیّت کن و روی دکمهٔ زیر کلیک کن.

غزل شمارهٔ ۱۸۴
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند گِلِ آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم سَتر و عَفافِ ملکوت با من راه نشین بادهِ مستانه زدند
آسمان بارِ امانت نتوانست کشید قُرعه کار به نامِ من دیوانه زدند
جنگِ هفتاد و دو ملّت همه را عُذر بنه چون ندیدند حقیقت رَهِ افسانه زدند
شکر آن را که میان من و او صُلح افتاد صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع آتش آن است که در خرمنِ پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رُخِ اندیشه نقاب تا سر زُلفِ سخن را به قلم شانه زدند
✨ تعبیر فال

ای صاحب فال، شاید تو فکر کنی که الان شرایط خوب و مساعدی نداری اما بدان که این لحظات، بسیار مطلوب و مناسب هستند و ثمر خوبی دارند. بهرحال این شرط زندگی است که هیچ‌چیز ثابت باقی نماند و زمانه هر آنچه را که داده، بازستاند. پس تا زمان باقی است سعی کن غم را از دلت بیرون و شادمانی را جایگزین آن کنی و همیشه به فکر خودت باشی و حل مشکلات پیش‌پا افتاده دیگران را بر آسایش خود مقدم نشماری.