📖 فال حافظ

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی… نیّت کن و روی دکمهٔ زیر کلیک کن.

غزل شمارهٔ ۱۶۶
روز هجران و شب فُرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعُّم که خزان میفرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گُل نخوت بادِ دی و شوکت خار آخر شد
صبح امید که شد معتکف پرده غیب گو برون آی که کار شب تار آخر شد
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل همه در سایه گیسوی نگار آخر شد
باورم نیست ز بدعهدی ایّام هنوز قصّه غُصّه که در صحبت یار آخر شد
ساقیا لطف نمودی قَدحَت پرمی باد که به تدبیر تو تشویشِ خمار آخر شد
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را شکر کان محنت بیرون ز شمار آخر شد
✨ تعبیر فال

ای صاحب فال، سرگشته‌ای داری که خود را به تو نشان نمی‌دهد، شاید تو خود نیز پی به راز دل او برده باشی اما در تردید هستی که ایا او نیز تو را دوست می‌دارد یا خیر. او به واقع و با تمام وجود، آرزوی داشتن تو را دارد و گرچه می‌اندیشی که کارها و امور دنیوی او را سخت به خود مشغول کره ولی چنین نیست زیرا که دیگر حواسش به چیزی جز تو نیست گرچه آن را بر زبان نمی‌اورد و منتظر گوشه چشمی از جانب توست.