📖 فال حافظ

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی… نیّت کن و روی دکمهٔ زیر کلیک کن.

غزل شمارهٔ ۱۲۸
نیست در شهر نگاری که دلِ ما ببرد بختم ار یار شود رختم از ینجا ببرد
کو حریفی کَشِ سرمَست که پیشِ کرمش عاشق سوخته دل نامِ تمنّا ببرد
باغبانا ز خزان بی خبرت می بینم آه از آن روز که بادت گلِ رعنا ببرد
رهزنِ دهر نخفتست، مشو ایمن ازو اگر امروز نَبُردست که فردا ببرد
در خیال این همه لُعبت به هوس می بازم بُو که صاحب نظری نام تماشا ببرد
علم و فضلی که بچل سال بدست آوردم ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد
سحر با معجزه پهلو نزند ایمن باش سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد
جام مینایی می سدِّره تنگدلی است مَنه از دست که سیلِ غمت از جا ببرد
راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد
حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار خانه ار غیر بپرداز و بِهِل تا ببرد
✨ تعبیر فال

ای صاحب فال، در آغاز انجام کاری هستی اما هنوز در آن تردید داری و مهمتر از همه اینکه بیش از حد به خودت صخت گرفته‌ای. فشار روحی بیش از اندازه، موجب میشود که بحران تو بزرگتر و غیرقابل‌حل‌تر شود. اگر انجام امور و کارها را بر خود آسان بگیری، آن مسأله ساده‌تر و زودتر حل خواهد شد. از طرفی* در طی این مسیر* مطمئنا مشکلات فراوانی رخ خواهند نمود اما تو نباید با آغاز هر مشکلی، افغان و زاری راه بیندازی و گله و شکایت کنی، خاموش باش و با صبوری و دقت کافی، برای انجام هر کاری، گام بردار راز خود را به هر کس بازگو مکن و برای دنیا نیز غم مخور، زندگی زیباتر از آنست که برای چیزهای بی‌ارزش خود را ناراحت کنی. کمتر سخن بگو و هرگاه که لب به سخن می‌گشایی نیز عاقلانه و اندیشمندانه باشد.