با آغاز دهه 1990م و وقوع تحولات وسيع در بلوك شرق، زمزمه هاي استقلال طلبي در كشورهاي شرقي اروپا آغاز شد كه در اين ميان، مجلس ملي بوسني و هرزگوين در 15 اكتبر 1991م، استقلال اين كشور را اعلام كرد و طي همه پرسي در تاريخ اول مارس 1992م مسلمانان بوسني با ب
با آغاز دهه 1990م و وقوع تحولات وسيع در بلوك شرق، زمزمه هاي استقلال طلبي در كشورهاي شرقي اروپا آغاز شد كه در اين ميان، مجلس ملي بوسني و هرزگوين در 15 اكتبر 1991م، استقلال اين كشور را اعلام كرد و طي همه پرسي در تاريخ اول مارس 1992م مسلمانان بوسني با بيش از 99 درصد آراء، رأي به استقلال ميهن خود دادند. اما مجلس براي رأي گيري در مورد اصلاحيه قانون اساسي، با مخالفت صرب هاي حاضر در جلسه مواجه شد و مجلس، در نهايت، بدون حضور صرب هاي مخالف، استقلال اين جمهوري را رسميت بخشيد. صرب ها نيز كه در اقليت بودند، چهار منطقه صرب نشين را خودمختار اعلام كردند. اين اقدام با مخالفت رهبران مسلمان و كُروات مواجه شد ولي صرب ها با آغاز اعمال تروريستي، بمب گذاري و حمله به مراكز مسلمانان و كُروات ها، تهديد كردند كه مناطق ديگري را به مناطق خود مي افزايند. با گسترش حملات صرب ها، ارتش صربستان در نهم آوريل 1992م وارد يك جنگ تمام عيار عليه مسلمانان و كروات ها شد و به دنبال آن، تصفيه قومي و كشتار و خون ريزي حتي به روستاهاي كوچك نيز سرايت كرد. قتل عام وسيع مردم بوسني، مصادره اموال آنان، تخريب خانه ها، بمباران هاي هوايي و آتش توپخانه صرب ها عليه بوسني باعث شد تا مردم مسلمان اين منطقه، تحت شديدترين حملات وحشيانه صرب ها قرار گيرند. با اين حال، اين امر واكنش عَمَلي مجامع جهاني و سردمداران حمايت از حقوق بشر را در پي نداشت. عمده ترين دليل براي عدم دخالت و جلوگيري از ادامه كشتار و جنايات در اين منطقه، مسئله حضور اسلام و مسلمانان بود، چرا كه جامعه جهاني در مورد اختلاف صربستان و كرواسي، عملاً وارد ميدان شده و صربستان را به خاتمه جنگ وا داشته بود. در اين مسئله تعلل و تسامح نهادهاي بين المللي جهان باعث شد تا صرب ها به صورتي وحشيانه كشتار مسلمانان بوسني را ادامه دهند بدون اين كه از عواقب آن ترسي به خود راه دهند. سرانجام پس از گفتگوها و تبادل نظرهاي بسيار، قرارداد صلح دِيتون در سال 1996م به امضا رسيد و قرار شد كه مقام رياست جمهوري به طور دوره اي بين صرب ها، كروات ها و مسلمانان گردش كند.