پس از انقلاب روسيه، انگليسي ها يكه تاز ميدان سياست ايران شدند و مي خواستند نهايت بهره برداري را از وضع موجود نمايند. لذا وقتي وثوق الدوله به نخست وزيري احمدشاه رسيد، سعي در نزديك ساختن خود به دولت ايران كردند. در نهايت پس از مذاكرات طولاني و محرمانه،
پس از انقلاب روسيه، انگليسي ها يكه تاز ميدان سياست ايران شدند و مي خواستند نهايت بهره برداري را از وضع موجود نمايند. لذا وقتي وثوق الدوله به نخست وزيري احمدشاه رسيد، سعي در نزديك ساختن خود به دولت ايران كردند. در نهايت پس از مذاكرات طولاني و محرمانه، قرارداد معروف به 1919 ميان دو طرف منعقد شد كه پس از اطلاع مردم از آن، موجي از مخالفت و موافقت برخاست و جنگ مطبوعاتي آغاز شد. اين قرارداد ظاهراً با احترام مطلق به استقلال و تماميت ارضي ايران آغاز شده بود ولي سرانجام به آنجا منتهي گرديد كه امور نظامي و اقتصادي ايران، بايد در دست مستشاران انگليسي قرار گيرد، قواي قزاق و ژاندارمري منحل و قشون متحدالشكل زيرنظر فرماندهي انگليسي تشكيل شود و در تعرفه گمركي نيز تغييراتي صورت پذيرد. با اوج گرفتن مخالفت ها، احمدشاه اين قرارداد را امضا نكرد و وثوق الدوله، پس از ناكامي از به انجام رساندن كار و پس از فشار فراوان مخالفان مجبور به كناره گيري گرديد تا اينكه اين قرارداد پس از چندي لغو شد.